استرس و کمردرد

زنگ ساعت 6/30  دقیقه را اعلام می کند، از رختخواب به بیرون شیرجه می زنم، روی دمپایی هایم می پرم. بزودی جلسه شروع می شود، وقتی برای دوش گرفتن و مطمئناً، وقتی برای ورزش کردن هم ندارم. فنجان قهوه ام را هول هولکی سر می کشم. با عجله از خانه بیرون می دوم، همین جوری هم 10 دقیقه دیر می رسم. در ترافیک شدید گیر کرده ام، مثل دیوانه ها فحش می دهم و مرتباً بوق می زنم. هنگامی که اتومبیل را پارک می کنم و پیاده می شوم 15 دقیقه تأخیر دارم. روی پیاده روی سخت و محکم می دوم، فراموش کرده ام که بند کفش هایم را ببندم. نزدیک است گردنم بشکند. نفس زنان و عرق ریزان بالاخره می رسم. رئیس خیلی عصبانی به نظر می آید. پنجره را باز می کنم، چقدر گرم است، جلوی باد می نشینم. تمام روز را با دلشوره می گذارنم. آیا مرا بیرون می کنند؟ ساعت 7 بعد از ظهر در خانه، هیچ غذای در یخچال نیست، کوهی از صورتحساب ها جمع شده اند که پول کافی برای پرداختن آنها ندارم، به رختخواب می روم، تمام شب را به پول و رئیسم فکر می کنم. صبح روز بعد، کمردرد مرا می کشد، هیچ وقت اینطور نشده بودمف عجیب است، چرا ؟ چگونه با این استرس و تنش مقابله کنیم؟

زنگ ساعت6/15 دقیقه را اعلام می کند، دو دقیقه در همان حالت دراز کشیدن باقی می مانم، تا به امروز و برنامه هایم فکر کنم. دست ها و پاهایم را می کشم، زانوها را خم می کنم، قسمت تحتانی پشت را هم سطح کمر پایین می آورم و به تشک می چسبانم، هوا را به داخل ریه ها فرو می برم و به آرامی خارج می کنم. به آرامی از رختخواب بیرون می آیم. یک دوش آب گرم طولانی می گیرم و بدنبال آن پنج دقیقه تمرین های کششی بر روی زمین انجام می دهم. لیوانی آب یا آب میوه همراه با صبحانه می نوشم. به موقع از منزل خارج می شوم. در ترافیک شدیدی گرفتار شده ام، به موزیکی آرام بخش که از که از پخش صوت منتشر می شود، گوش می کنم چرا که برای ترافیک هم وقتی در نظر گرفته ام. اتومبیل را پارک کرده، با افکاری ملایم و خوشایند، در حالی که نفس های عمیقی می کشم، به آهستگی به طرف دفتر کارم به راه می افتم. به رئیس صبح بخیر می گویم و لبخند می زنم. به راحتی و با تکیه گاهی مناسب برای کمر پشت میز کارم می نشینم، ضمن صحبت با تلفن بلند می شوم، می ایستم و بدنم را کش می دهم. ساعت 6 بعد از ظهر در خانه، آهسته برای خرید به سمت فروشگاه به راه می افتم، از قبل برای پرداخت صورتحساب ها برنامه ریزی می کنم، عصرانه ای سبک می خورم، با کتاب جالبی به رختخواب رفته و به مدت ده دقیقه آن را می خوانم، راحت می خوابم.

یا ؛ نیازی به زنگ ساعت نیست با داد و بیداد بچه در ساعت 6 صبح از خواب بیدار می شوم. صبحانه نمی خورم، تمام پیراهن های شوهرم کثیف اند، ماشین لباسشویی خراب است، بچه مریض است، تمام صبح را گریه می کند، بالاخره نزدیکیهای ظهر لباس می پوشم و راه می افتم، در حالیکه بچه را روی دستم گرفته ام فرش را جارو می زنم، ملحفه ها را عوض می کنم، لباس های کثیف را همراه با دو کودک بزرگتر به طبقه ی پایین می برم، به سوپرمارکت می روم، بچه ها را بلند کرده، داخل ماشین و بعد بیرون از ماشین می گذارم، چهار پاکت خوار و بار و دو جعبه نوشابه را بلند می کنم، آنها را همراه با بچه ها از سه ردیف پله بالا می برم، در حین حمام کردن یک بچه ی دوازده کیلویی، تلفن زنگ می زند، دلم می خواهد جیغ بزنم، با حرکتی ناگهانی برای جواب دادن به سراغ تلفن می روم، یک مرتبه کمرم تیر می کشد.

یا: احتیاجی به به زنگ ساعت نیست، با صدای بچه ها که همگی به رختخواب ما آمده اند و پدرشان از خواب بیدار می شوم. 15 دقیقه فقط برای خودم در حمام می مانم، دوش می گیرم یا حمام می کنم؟ پنج دقیقه کشش روی کف حمام یا اتاق دیگری با درب کاملاً بسته، بیرون می آیم و به آرامی لباس می پوشم، نفس عمیقی می کشم، به مقدار کافی آب می نوشم. خوردن را فراموش نخواهم کرد. اتو زدن لباسها، طبق برنامه ریزی قبلی، وقتی بچه ها استراحت می کردند، انجام شده. بنابراین تمام پیراهن های شوهرم تمیز و آمده اند، بچه مریض است پس جاروکشی باشد برای بعد. با یک کوله پشتی همراه بچه ها، آهسته به طرف فروشگاه به راه می افتم، به اندازه ی متناسب با ظرفیت کوله پشتی خرید می کنم، البته نه خیلی سنگین، چرا که آخر هفته برای یک خرید کلی همراه شوهرم خواهم رفت. هنگام حمام کردن بچه، در حالی که بر روی زمین زانو زده ام، تلفن زنگ می زند، البته پیام گیر تلفن روشن است. بنابراین نیازی نیست که همان موقع به تلفن جواب بدهم، بعداً زنگ خواهم زد. حواسم هست که رد حین بلند کردن بچه و بیرون بردن او از حمام، با احساسی خوشایند، ماهیچه های شکم و باسن را منقبض کنم!

  • خواننده گرامی
  • پیشنهاد میشود مطالب زیر را جهت کسب اطلاعات بیشتر مطالعه فرمایید

علت کمردرد:جسم،ذهن و طرز تلقی شما

بهترین درمان دیسک کمر و کمردرد

راههای پیشگیری از کمردرد

درمان کمردرد با ماساژ

 

منبع : کتاب کوچک کمردرد



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

کلینیک طب فیزیکی و فیزیوتراپی امید

آدرس کلینیک دیباجی :
تهران ، خیابان پاسداران، خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، دیباجی جنوبی، روبروی سنجابی، پلاک 17



آدرس کلینیک مطهری:
تهران،خیابان ولیعصر، نرسیده به استاد مطهری، کوچه شهید حسینی راد « کوچه افتخار سابق»،پلاک 34، طبقه همکف

-

Share →